تبليغاتX
خبرگزاری مکا
مكا يا مَكُّران نام قديم بلوچستان مي باشد


+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386  توسط جمعیت دوستداران بلوچستان  | 
كتاب زندگي مشاهير بلوچستان با عنوان "چند شاخه ارغوان در كوير" با تلاش "نورالله كرد" نويسنده و پژوهشگر سيستان و بلوچستان چاپ شد.

براساس صحبتی که نویسنده داشته کتاب به زمینه های ذیل اشاره کرده است:

۱- دين اسلام و قوم بلوچ

۲-  بلوچها و قدرت آنان در زمان ساسانيان

۳- بلوچها و نقش آنان درشكست ايرانيان از سپاه اسلام

۴-  بلوچها و محبت آنها به اهل بيت" پرداخته شده است.

اين كتاب توسط انتشارات "پويان فرنگار" با شمارگان سه هزار جلد در سه فصل منتشر شده است.


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386  توسط جمعیت دوستداران بلوچستان  | 

 تبدیل هندوانه به مار و اژدها

پيرمرد عارفى بود به نام شيخ حسن. او دخترى داشت كه هر روز گوسفندان را به صحرا مى برد. دختر روزى مردى را ديد كه با بار هندوانه از راه مى گذرد. دختر كه تشنه بود از مرد درخواست يك هندوانه كرد. مرد گفت: امانت است. دختر گفت: برو كه اينها مار و اژدها مى شوند. وقتى مرد به مقصد رسيد ديد همه هندوانه ها مار و اژدها شده است.

شيخ حسن از مرد پرسيد: سر راه به چه كسى برخورد كرده اى و مرد قصه دختر را تعريف مى كند. شيخ حسن مى گويد كه او دختر من است و از پسرش مى خواهد تا او را از اين جا بيرون كند. پسر به دنبال دختر مى رود و با چوب به جان دختر مى افتد. دختر فرار مى كند. دختر وقتى مى بيند برادر به او مى رسد مى گويد خدايا مرا درياب و در همان لحظه به زمين فرو مى رود و گوشه چادرش بيرون مى ماند و از آن پس اين محل تبديل به زيارتگاه مى شود. اين محل در روستاى بى بى دوست واقع شده و مردان حق ندارند وارد اين زيارتگاه شوند. مى گويند اگر زنى پسر حامله باشد و وارد اين زيارتگاه شود روى بدن او لكى باقى مى ماند. در وسط اين زيارتگاه درخت گز بزرگى وجود دارد كه مردم دعاها و نذر و نيازهاى خود را به اين درخت مى بندند. سيستان سرزمين افسانه ها و اسطوره ها است. اما در كتاب زرتشت آمده است: سيستان يازدهمين سرزمين آفريده شده توسط اهورامزدا است.

 سرزمين تمدن

 يكى از مراكز مهم باستان شناسى، نيمه فلات شرقى ايران است. اين منطقه شامل استان هاى خراسان، كرمان، سيستان و بلوچستان، جنوب كشور افغانستان و بخش غربى كشور پاكستان است.

حفارى هاى انجام شده در بلوچستان، تعدادى ابزار و اشياى مربوط به دوران پارينه سنگى قديم از نوع ساطورهاى يك لبه پخ و دو لبه پخ به دست آمد. كشف اين نمونه ها گوياى آن بود كه اين بخش از بلوچستان از دوران پارينه سنگى قديم پيلستوسن ميانه و جديد، مسكونى بود. به اين ترتيب معلوم شد كه زمان استفاده از ابزارهاى به دست آمده به صد هزار سال پيش مى رسد. از محوطه هاى تاريخى به محوطه باستانى «بمپور»، محوطه باستانى «خوراك» و محوطه باستانى «دامن» است. شهر سوخته نيز به علت وسعت و موقعيت ويژه خود، همواره مورد توجه بوده است. فعاليت باستان شناسى شهر سوخته از سال ۱۹۶۰ ميلادى آغاز شد. كشفيات شهر سوخته نشان داد اين محوطه باستانى دوران مفرغ را به صورت مهمترين مركز اجتماعى و سياسى، اقتصادى، تجارى، صنعتى، ادارى و فرهنگى تمام منطقه را طى هزاره هاى سوم و دوم پيش از ميلاد خاورميانه در آورده است.

تپه هاى شهر سوخته شناخته شده ترين و بزرگ ترين شهر دوران آغاز تاريخ و مهمترين مركز اسناد استقرار و در حقيقت مركز اجتماعى _ سياسى و فرهنگى تمام منطقه جنوب شرق ايران طى هزاره هاى چهارم تا دوم پيش از ميلاد است.در بقاياى اين شهر، لوله هاى سفالى براى انتقال آب و يا دفع فاضلاب يافت شده است. خانه هاى منظم در اولين فصل كاوش اين شهرى بيانگر وجود نوعى برنامه ريزى شهرى در اين شهر است.

اين شهر كه حدود ۴۵۰۰ سال پيش به اوج رسيد در همين سال ها دچار يك بحران عميق سياسى و اجتماعى شد و سپس در اثر جابه جايى بستر و دلتاى رود هيرمند از بين رفت.

گفته مى شود شهر سوخته ۳۲۰۰ سال پيش از ميلاد بنيانگذارى شده و ۲۱۰۰ سال پيش از ميلاد از بين رفته است. اين شهر در حيات ۱۱۰۰ ساله خود چهار دوره تمدنى و استقرار داشته و سه بار دچار آتش سوزى شده كه در آخرين دفعه به طور كامل مى سوزد. هنوز هيچ كس از نام حقيقى اين شهر خبر ندارد و تنها در صورتى كه باستان شناسان به بايگانى اين شهر كهن دست پيدا كنند از روى كتيبه ها شايد بتوان به نام حقيقى آن پى برد.  

http://payambaloch.com/tar/16.htm


+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386  توسط جمعیت دوستداران بلوچستان  | 
 
 به گزارش رادیو زمانه، در كنار همایش نمایشگاهی از آثار هنرمندان نقاش سیستان و بلوچستان و اجرای موسیقی زنده به مخاطبان و علاقه‌مندان فرهنگ و تمدن ایران‌زمین ارائه می‌شودملاکمال‏خان نیز در حوزه موسیقی و ادبیات بلوچستان چنین جایگاهی دارد، او باردار امانت موسیقی و ادبیات شفاهی بلوچ است.

استاد کمال خان هوت در سال 1320 هجری شمسی در روستای لایدان از توابع دشتیاری در یک خانواده کشاورز به دنیا آمد. دوران کودکی در روستا و آزادانه در دل طبیعت به مکاشفه‏ محیط و بازی گذشت. او در نوجوانی متوجه علاقه و گرایش خود به موسیقی و شعر شد. شعرها و ملودی‏ها را به خاطر می‏سپرد و می‏خواند. او در طی زندگی هنری‏اش با خوانندگان، نوازندگان و شاعران زیادی آشنا شد و همکاری کرد، آموخت و آموزش داد. راهی که او را به یکی از خوانندگان و موسیقی‏شناسان بزرگ بلوچ بدل کرد.

کمال خان با آنکه مدرسه نرفته ولی خواندن می‏داند و همین‏طور می‏نویسد. برخی از اشعار خودش و دیگران را در دفترهایش نوشته، خط خوانایی هم دارد، همیشه کاغذ و قلم در جیبش هست. حافظه‏ خوبی دارد و شعرهای بسیاری را از بر است.
سبک خوانندگی کمال خان پهلوانی است که از اصیل‏ترین و قدیمی‏ترین گونه‏های موسیقی بلوچی است که در بلوچستان رواج داشته و اعتبار و ارزش بسیاری نزد بلوچ‏ها دارد.

استاد کمال خان از محبوبیت و معروفیت زیادی در بلوچستان برخوردار است، تا آنجا که برخی موسیقی‏دوستان خود را مرید کمال خان می‏دانند


+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386  توسط جمعیت دوستداران بلوچستان  | 
وبلاگ پهره مطلبی در خصوص مهاجمان سرحد نوشته ژنرال ریجنالد ادوارد هری دایر نوشته است که در ذیل با کمی تلخیص به آن اشاره می شود.

زنرال ریجنالد ادوارد هری دایر (1927-1864 ) در سال 1295 به بهانه همکاری سرداران بلوچ با قوای آلمانی به بلوچستان حمله کرد . وی 5 سال در بلوچستان ماند. وی ماجرای جدال خود با بلوچها را در کتابی بنام مهاجمان سرحد درسال 1921 درلندن انتشار داد.

بعدها حمید احمدی به همان نام مهاجمان سرحد کتاب را ترجمه کرد. هنگامی که کمپانی هند شرقی بر هند و پاکستان امروزی مستولی شد و منطقه کلات و بلوچستان پاکستان به تصرف انگلیسی ها درآمد عده ای از سران بلوچ برای اهداف شوم و استعماری انگلیس مانع تراشی می کردند. آنها با حمله به کاروان انگلیسی ها و چپاول آنها مانع حضور انگلیس در سرحد بلوچستان شده بودند. در این زمان انگلیس به فکر کشیدن خط آهن به بلوچستان ایران بود. مهمترین سرداران بلوچ که با انگلیسی ها جنگیدند سردار جمعه خان اسماعیل زهی سردار خلیل خان گمشادزهی و سردار جیندخان یاراحمد زهی بودند. جنگها ی این سرداران بلوچ با قوای انگلیس منجر به کشته شدن بسیاری از نیروهای انگلیسی گردید.

....

ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386  توسط جمعیت دوستداران بلوچستان  | 

گزارش از ميلاد جهانتاب (ایرنا)
سوزن دوزي يكي از هنرها و دست آفرينه‌هاي سيستان و بلوچستان است كه با ظرافت دستان زن بلوچ و پشتكار مداوم آنان خلق مي‌شود.

قدمت اين هنر و رواج آن در همه مناطق بلوچستان به حدي است كه از آن به منزله هويت، موجوديت و شناسنامه فرهنگي اين قوم ياد مي‌شود.


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386  توسط جمعیت دوستداران بلوچستان  | 
سوزن دوزي يا بلوچي دوزي يکي از صنايع دستي زنان بلوچ و يکي از رودوزهاي منحصر به فرد کشور است.
 
مسئول صنايع دستي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان سيستان و بلوچستان با بيان اين مطلب به خبرنگار ما گفت: اين هنر زنان بلوچ، توسط اجدادشان خلق و سينه به سينه به نسل هاي بعدي منتقل شده است.
 
آقاي سرحدي ادامه داد: يکي از زيبا ترين سوزن دوزي ها سوزن دوزي بر روي لباس هاي زنان بلوچ است که زاده تفکرات و آرزو هاي آنان مانند داشتن سال هاي بدون خشکسالي ونيز سرشار از شادي و نشاط است.
 
وي افزود: اين سوزن دوزي ها به سه نوع پر کار، کم کار و کار متوسط تقسيم مي شود که با توجه به داشتن آيينه دوزي ونوع پارچه به کار رفته در آن داراي بيش از دو ميليون ريال قيمت است.
 
وي بيان کرد: اين رودوزي ها براي يک لباس شامل چهار قسمت که يک قسمت آن مربوط به آستين ها يک قسمت پارچه هاي شلوار و يک قسمت که بخش اصلي آن است مربوط به جلوي لباس و نيز جيب ها مي باشد.

+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386  توسط جمعیت دوستداران بلوچستان  | 

استان در سالی گذشت مواجه با خاطرات تلخ و شیرینی بود. حوادثی اتفاق افتاد که به نوع خود در سال گذشته بی نظیر بود.

برخی حوادث سال گذشته را به فال نیک گرفتند. برخی هم آنها را محکوم کردند.

در بین خاطرات سال گذشته کمتر به مسائلی توجه گردید که متعلق به همه باشد. هر فردی یا افرادی دوست داشتند که سیاست های خود را طوری مطرح سازند که انگار همه هستند لیکن همه ی مطرح شده نظرات برخی بود. فرقی نمی کند چه کسانی باشند اما همه به اتفاق و شاید هیئت مدیره وبلاگ ما نیز دچار این توهم گردیده بود.

برای توصیف سال گذشته به نوشته های آقای براهوئی نژاد  که در هفته دوم اسفندماه ۱۳۸۵ در وبلاگ زمان آنلاین نوشته بود اشاره می شود"

 

نگاهی گذرا به آنچه در سال 85 در استان گذشت

سال ۱۳۸۵ با تلخی حادثه تاسف بار تاسوکی که در واپسین روزهای اسفند ۸۴ برای عده ای از هموطنانمان اتفاق افتاد ، آغاز شد.از همان روزها انتظار می رفت حوادثی اینچنین باز هم تکرار شود. پافشاری گروه موسوم به جندالله برای پیگیری خواسته هایش از چنین راه و روشی و اظهارات غیرمسئولانه برخی افراد و مسئولان از سوی دیگر وقوع چنین رویدادهای تلخی را قابل پیش بینی ساخته بود.

جامعه در بحران عجیبی قرار گرفته بود.همه می دانند که این اقدامات چیزی جز حملاتی تروریستی با انگیزه هایی خاص نیست و ترور و خشونت در هیچ شرایطی نمی تواند در دنیای امروز قابل قبول و دفاع باشد.در دنیای امروز انسانها برای دستیابی به حقوق و خواسته هایشان از راههای دموکراتیک و مسالمت آمیز دست به مبارزه می زنند . اگر خواسته ای دارند آنرا بیان می کنند ، می نویسند ، با برپایی تظاهرات و تحصن و اعتصاب و ... اعتراض خود را به سیاستهایی که قبول ندارند ابراز می کنند. اما کسی حق ندارد برای رسیدن به خواسته اش آدمهایی را بکشد که شاید هیچ نقشی در سیاستهای مورد اعتراض نداشته اند.

از همان روز تا به امروز جامعه سردرگم و نگران اقداماتی غیرمسئولانه و غیرمنتظره هستند که تبعات و تاوانهای آن گریبانگیر همه مردم استان خواهد شد. و متاسفانه بیشتر این تاوانها را جامعه بلوچ و اهل سنت می پردازد . زیرا افراطیون و برخی مسئولان تنگ نظر را در تهاجماتشان به جامعه اهل سنت جری تر می کند. روند توسعه و سرمایه گذاری در استان را کند کرده و یا متوقف می نمایند و موجب سلب آرامش و امنیت مردم می شوند. هر چند من معتقدم ترور و خشونت زائیده عملکرد برخی مسئولان و فقر و بیکاری و تبعیض موجود در جامعه است اما به عنوان یک انسان مسلمان نمی توانم اعمال تروریستی را محکوم نکنم و نسبت به تالم و درد خانواده هایی که عزیزانشان را در این حوادث از دست داده اند بی تفاوت باشم و به آنان تسلیت نگویم.

عملکرد بد مسئولان نباید توجیهی برای اعمال بدتر در مقابل آن باشد . اینجانب حتی یک ذره از مواضع خود در دفاع از حقوق و مطالبات جامعه اهل سنت کوتاه نیامده و نخواهم آمد اما راه و روشهای ناپسند را نیز نمی پسندم و آنرا محکوم می کنم. از این مسئله هم نمی گذرم که متاسفانه عده ای از مسئولان و نمایندگان با اظهارات افراطی خود زمینه را برای وقوع چنین ناامنیهایی فراهم می کنند. اما نباید مسایل سیاسی و اختلاف نظرهای سیاسی و ... دلیلی برای کشتن ، گروگان گرفتن و ... باشد.

در حادثه تاسوکی عده ای بیگناه از جمله دوست و همکار جوانم مرحوم ذوالفقاری به شهادت رسیدند . او در کدام دادگاه محاکمه شده بود ؟ که مستحق چنین عقوبتی باشد؟ در حادثه بلوار بزرگمهر مرحوم شیبک یک بلوچ بود که به همراه ۳ نفر دیگر شهید شد. در حادثه بلوار ثارالله نیز عده ای از افراد غیرمسئول و غیرمرتبط با سیاستگذاریهای مورد اعتراض جندالله شهید شدند.

و اینها نشان می دهد که این روش و اسلوب نه تنها مورد قبول نیست ، بلکه محکوم به شکست است . و باید در آن تجدیدنظر اساسی کرد.

ما برای دستیابی به حقوق و خواسته های خود نیاز به اندیشه و تفکر داریم . نیاز به رسانه و تریبون آزاد داریم و نه اسلحه .

ما باید پرسشهای خود را با مسئولان و سیاستگذاران در میان بگذاریم و از آنان بخواهیم به پرسشهایمان پاسخ دهند و نه اینکه دست به خشونت بزنیم. من در عین حال با خانواده های بلوچ و اهل سنتی که مردان خود را به دلیل سهل انگاریها و تعصبات کور برخی مسئولان و دستگاهها به ناحق از دست داده اند ، با عشایر بلوچی که به جرم بلوچ بودن مورد تعرض ماموران انتظامی قرار می گیرند و زندانیانی که به ناحق چوب کاری را که نکرده اند و قربانی مصلحتهای عده ای همچون شهریاری شده اند ابراز همدردی می کنم. در سال ۸۵ این فقط خانواده شهدای عملیات تروریستی نبودند که داغدار شدند ، بسیاری از مردم مظلوم بلوچ و اهل سنت نیز هر یک به نوعی آسیب دیدند و چون هیچ تریبونی برای بیان دردهایشان نداشتند صدایشان به گوش کسی نرسید و یا آنقدر هیاهوی جنجال سالارانی مانند شهریاری بلند بود که صدای دردهای مردم بلوچستان در میان هیاهوهای شهریاری و بمبهای عبدالمالک گم شد.

به هر تقدیر سال تلخی بود و امیدوارم هرگز تکرار نشود و مردم عزیز ما در کمال آرامش و با مسالمت همچون همیشه تاریخ در کنار هم زندگی کنند و تبعیضها و فقر و ستم رفته بر مردم این سامان برای همیشه از بین برود.

بقیه حرفهایم را در جوابیه اظهارات آقای شهریاری که چهارشنبه چاپ می شود زده ام.

بدرود.

+ نوشته شده در  85/12/21ساعت 13:57  توسط محمود براهویی نژاد

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386  توسط جمعیت دوستداران بلوچستان  | 
بهاري رسگ شمارا مبارک بات انت

          بهار اهت،بهار اهت ،بهار اهت

په کوه و دشت و کوچگ بي توار اهت

گون پلان بلبل و گمري هوار اهت

بهار اهت،بهار اهت ،بهار اهت


زمين
مانپوشتگ سبزين کباهي
چه وشين موسوم و وشين هوائي

زهيريگين دلان صبر و کرار اهت
بهار
اهت،بهار اهت ،بهار اهت

مير گل خان نصير

 

|+| نوشته شده توسط آزاد بلوچ در سه شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۵ و ساعت 19:00 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386  توسط جمعیت دوستداران بلوچستان  | 

قدما بلوچستان را (جدوشیه) یا (جدروشیه) می گفتند . <نام بلوچستان در کتیبه های میخی داریوش در بیستون و تخت جمشید، مکه (maka) ضبط شده است.
بلوچستان را در سابق مُکران می گفتند که به زبان بلوچی مَکُّران تلفظ می شود . بلوچستان در کتاب هرودوت؛ میکیان (mikian) یا مکیان (mekian) ضبط شده و در کتیبه های قدیم ماگان (magan) جزو شهربانی هفدهم داریوش بوده و آن پادشاه بزرگ گویا پنجاب را از طریق بلوچستان تسخیر نموده است و یک فروند کشتی این پادشاه تحت فرمان دریاسالار یونانی خود به نام سیلاکس بدون ابراز کوچک ترین هراس از سند عبور و سواحل گدروسیا و عربستان را کشف نمود.


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385  توسط جمعیت دوستداران بلوچستان  | 

"بلوچستان سرزمینی است که در جنوب شرقی فلات ایران قرار دارد . از نظر سیاسی آنچه تا اکنون بلوچستان نامیده می شود میان کشورهای ایران و پاکستان تقسیم شده است .  یعنی بلوچستان ایران و ایالت بلوچستان پاکستان . سوای از این دو منطقه بطور کلی بلوچ ها در نقاطی مانند :
جنوب افغانستان یعنی استانهای نیمروز ، هلمند ، فراح و قندهار نیز زندگی می کنند و همچنین مناطق سند و پنجاب در پاکستان ، منطقه مرز در ترکمنستان ، کشورهای عربی خلیج فارس بویژه عمان ، شرق آفریقا ، نواحی شرقی و جنوبی کرمان و هرمزگان ، شمال وجنوب خراسان ، گرگان و دشت در ایران از مراکز مهم سکونت بلوچها می باشند .

برگرفته از سایت : پایگاه جهانی بلوچستان


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385  توسط جمعیت دوستداران بلوچستان  |